مرتضى راوندى

536

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اجتماعى و سياسى آن واقف گردانيد . جنبش بابيه با اينكه ظاهرا رنگ مذهبى داشت در معنى ، جنبشى عليه نظام و قواعد مذهبى و اجتماعى بود . پيروان مذهب جديد ، چنان كه از تعاليم آنها برمىآيد ، با روزى پنج بار نماز خواندن و يك ماه روزه گرفتن و با بسيارى ديگر از اصول و فروع مذهبى ما مخالف بودند و مىخواستند مذهب نو را با مقتضيات عصر جديد هم‌آهنگ سازند . علاوه بر عواملى كه ياد كرديم ، محصلينى كه از عهد فتحعليشاه به اروپا رفتند ، پس از كسب علم و مراجعت به ايران كمابيش در نشر افكار آزاديخواهى مؤثر افتادند . ميرزا صالح شيرازى براى بيدارى و انتباه ايرانيان كتابى نوشت و از سير حكومت ملى در انگلستان سخن گفت . « موضوعاتى كه خاصه مورد توجه او قرار گرفته از اين قرار است : حكومت انگليس و آغاز حكومت پارلمانى ، قوانين دولتدارى ، دستگاه قضاوت ، ماليات ، كليساى كاتوليك و پرتستان ، مدرسهء طب و جراحى ، مدارس اكسفورد و كمبريج ، دار الشفاء ، آبله‌كوبى عمومى ، يتيم‌خانه ، مدرسهء كوران ، زندان ، موزه و كتابخانهء لندن ، صنعت تجارت ، فلاحت ، ماهيگيرى ، كشتىسازى ، اختراع چراغ گاز و رصدخانه ، كشف ينگىدنيا ، جنگ استقلال و تشكيل پارلمان امريكا » . « 99 » ميرزا صالح با شگفتى از سير دموكراسى و حقوق و آزاديهاى مردم آن سرزمين سخن مىگويد و از جمله مىنويسد : « فرضا اگر پادشاه حكمى جارى كند كه موافق مصلحت ولايتى نباشد ، وكيل رعايا مقاومت و ممانعت در جريان حكم مزبور نموده مطلقا تأثيرى نمىبخشد و جارى نخواهد شد . و همچنين اگر خوانين و پادشاه متفق شوند و وكيل رعايا راضى نباشد . . . جارى نخواهد شد . . . هر حكمى كه در مشورتخانه صدور يابد كالوحى المنزل است . و احدى را ياراى مخالفت آن نيست . پارلمنت مىتواند ، در صورتى كه ضرور باشد ، مذهب را عوض كند ؛ چنان كه 350 سال قبل ، مذهب پراتستنت را اختيار نمود و همچنين در ساير موارد به شرح ايضا . » وى دربارهء قوهء قضائيه در انگلستان مىنويسد : . . . قضات ما دام العمر ، به شغل قضا مشغولند و پادشاه قادر نيست كه بدون عذر شرعى و گناه كبير آنها را معزول سازد . در راست - كردارى قاضيان مىگويد « آنها قسم ياد نموده كه بدون اينكه طرف‌گيرى نمايند از روى راستى و درستى به حقيقت قضايا و اتهامها رسيدگى كنند . . . و در انگلند احدى از آحاد ناس . . . بدون تقصير و ناحق تنبيه نمىشوند . » « 100 » سپس ميرزا صالح ، در مقام مقايسه بين زندانهاى ايران و انگلستان مىگويد در زندانهاى انگلستان « كنده ، دوشاخه و زنجير » نيست . در مورد خراج مىنويسد كه تمام فكر و نقشهء زمامداران انگلستان اين است كه طبقات فقير و زحمتكش كمتر خراج بدهند و از متمولين و كسانى كه مىخواهند خوشگذرانى كنند پول بيشتر دريافت دارند ؛ مثلا از شراب و عرق و آبجو و تنباكو و توتون كه براى ادامهء زندگى مطلقا ضرورت ندارند ، مالياتى كلان مىگيرند . سپس ميرزا صالح از خطر روحانيون و ملاها و دشمنى ديرينهء آنها با بالا رفتن سطح فرهنگ و دانش عمومى سخن مىگويد و مىنويسد كه سلطان سليم ، پادشاه عثمانى ، تصميم داشت كه نظام اجتماعى فرنگ را كمابيش

--> ( 99 ) . فكر آزادى ، پيشين ، ص 27 . ( 100 ) . همان ، ص 32 به بعد .